تبليغاتX
< جزیره جون قشم
{ دانستنیهاو سرگرمی وجزیره قشم }
نظر بابا نظر

نظر بابا نظر

+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:23
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند

سامی یوسف فرزند بابک رادمنش!

این كه چرا «سامی یوسف» بر اصلیت ایرانی خود اصرار ندارد، بیشتر به این جهت است كه او قصد دارد ستاره موسیقی مذهبی جهان اسلام باشد. سامی متولد تهران است، نسب آذری دارد و عربی می‌خواند، كه معجونی تمام عیار برای محبوبیت او در كشورهای شیعه و سنی است. در ادامه، اطلاعات بیشتری درباره این خواننده می خوانید.

 

 

 سامی

«هیجان زده‌ام، انتظار چنین خوشامدگویی عظیمی را نداشتم. من 26 ساله‌ام و این اولین دیدارم از آذربایجان است. دو پدربزرگ من اهل باكو هستند. آن ها به تبریز مهاجرت كردند و البته من در سال 1980 در تهران متولد شدم. بعد اما به انگلستان مهاجرت كردیم و من آنجا بزرگ شدم...»

این چند جمله، بخشی از حرف‌های سامی یوسف ستاره این روزهای موسیقی اسلامی در جمع خبرنگاران باكویی است. این چندمین بار است كه سامی یوسف درباره تولدش در تهران صحبت می‌كند. از همان زمان كه آلبوم اولش را منتشر كرد، درباره پارسی بودنش صحبت كرده بود، اما هر چه جلوتر رفت سعی كرد آذری بودنش را پررنگ‌تر كرده و كمتر درباره ایرانی بودنش صحبت كند. اما این بار و در میان خود آذری‌ها اعلام كرد كه ایرانی است و متولد تهران. مساله‌ای كه در سایت‌ها و رسانه‌های آذربایجان به شدت مورد توجه قرار گرفت. او در ادامه تور جهانی‌اش كه به منظور ایجاد جو همدلی میان مسلمانان جهان انجام شد، پس از برگزاری كنسرت‌هایی در آمریكا، آلمان، بریتانیا، مصر، سودان، كویت، عربستان، فرانسه، آلمان، هلند و... به آذربایجان رفته بود تا در استادیوم حیدر علی اف برای هواداران پرتعدادش بخواند.

شناسنامه

نام سامی یوسف در واقع «سیامك رادمنش» است كه ممكن است اسم آشنایی باشد. سامی یوسف بارها در مصاحبه و بیوگرافی‌های مختلف از پدرش گفته كه یك موزیسین و شاعر مشهور است، اما اصلا به نام او اشاره نكرد و البته در گفت‌وگو با رسانه‌های مصری در مقابل سوالات خبرنگاران مقاومت كرده و چیزی از پدرش نگفته: «خواهش می‌كنم درباره پدرم نپرسید.»سامی یوسف

پدر سیامك رادمنش، آهنگساز، ترانه‌سرا و موزیسین مشهور ایرانی مقیم انگلستان است؛ «بابك رادمنش» كه بارها نامش را شنیده‌ایم و آهنگ‌هایش را گوش كرده‌ایم. بابك رادمنش، بیش از همه با آلبومی به نام «پیروزی» میان جوانان مطرح شد. او، آلبومی با این نام با صدای «امید» خواننده ساكن آمریكا تهیه و تولید كرد و آهنگ‌ها و تنظیم‌های جدیدی را وارد موسیقی پاپ خارج از كشور كرد؛ تنظیم‌هایی به سبك تنظیم‌های مدرن تركی كه بین جوانان ایرانی هم حسابی جایش را باز كرد. او به جای گفتن شعر بر روی ملودی آهنگ‌های تركی و عربی- كاری كه میان خوانندگان آن‌ور آب‌ كاملا طبیعی شده است- از تنوع تنظیمات و سازبندی آن ها استفاده كرد و موفق شد سبك جدیدی را وارد بازار كوچك موسیقی پاپ ایرانی خارج از كشور كند. پس از امید، خوانندگان دیگری همچون «رضا معین» و «جمشید» خواننده كرد، با این سبك و با كمك بابك رادمنش آثاری را تهیه كردند.

بابك رادمنش علاوه بر آن كه ملودی می‌ساخت و تنظیم می‌كرد، شعر و ترانه‌هایی را هم برای خوانندگان مختلف می‌گفت و ترانه‌هایی كه بیشتر در آن ها از تم‌های مذهبی، عرفانی و عشق به وطن استفاده می‌كرد. ترانه‌هایی مثل «وطن» با صدای خواننده جوان «پویا» با این مطلع: «وطن، وطن زمزمه هر روز و هر شب من/ نام وطن،‌ قشنگ‌ترین اسم روی لب من»

یا «ترك غربت» با صدای جمشید، با احساسات وطن دوستانه. ترانه‌های «مهتاب عشق» و «خاكی» با مایه‌های عرفانی و ترانه «گل مولا» با صدای «جهان» درباره عشق به حضرت علی (ع). ترانه «مناجات» - سامی یوسف هم ترانه‌ای با نام مناجات دارد- هم به زودی منتشر خواهد شد تا دغدغه‌های مذهبی بابك رادمنش را بیش از پیش نمایش دهد.

در تمام این سال‌های حضور رادمنش در خارج از كشور، او اصلا به لس‌آنجلس نرفت و در مقابل تمام دعوت‌ها و پیشنهادات‌ مقاومت كرد. دلیلش را هم تحصیل دو فرزندنش در رشته موسیقی در رویال آكادمی لندن عنوان می‌كرد. دو فرزند او یكی سیامك و دیگری بابك- او بعدا نامش را «بارون» گذاشت و با این نام به فعالیت‌های هنری پرداخت - هر دو جزو همكاران پدر در بدو كار بودند. تنظیمات ترنس سیامك بر روی ترانه‌هایی همچون «فاصله» با این مطلع: «چینی نازك دلامون/ از غم فاصله شكسته» كه به دو زبان انگلیسی و فارسی خوانده می‌شد، جزو اولین تنظیم‌های موسیقی ترنس فارسی بودند. آن هم در سن 20 سالگی.

اما بارون همكاری با پدر را ادامه داد و تمام تنظیم‌های جدید آثار بابك رادمنش را او انجام می‌دهد. سیامك اما به سمت موسیقی اسلامی رفت و چهار سال پیش اولین آلبومش به نام «المعلم» را به بازار ارائه كرد كه با استقبال بسیار گسترده‌ای روبه‌رو شد. این موفقیت راه را برای كنسرت‌های مختلف و ادامه این مسیر هموار كرد. دو سال گذشت تا آلبوم دوم او به نام «امت من» به بازار عرضه شود. آلبومی كه با آلبوم قبل زمین تا آسمان متفاوت بود. اگر آلبوم قبلی بیشتر بر روی اناشید و نواهای مذهبی استوار بود و موسیقی چندان در آن پررنگ نبود، اما آلبوم «امت من» بر پایه ملودی‌های مشهور ایرانی ساخته و بر روی آن ها كلام مذهبی قرار داده شد. او در لیبل این آلبوم از پدرش و بارون تشكر ویژه كرده است. ترانه «عید» بر روی ملودی «منتظرت بودم» (آهنگی با صدای داریوش رفیعی) ساخته شد. «حسبی ربی» كه با تبلیغات بسیار و كلیپ پرزرق و برق و خوش آب و رنگی ساخته شد، از ملودی «ملاممد جان» كه یك ملودی فولكور خراسان - و نه یك ملودی افغانی- است، نشات گرفت و آهنگ «مناجات» هم كه متعلق به مرحوم علی تجویدی است.

ترانه «غار حرا» هم بر روی ملودی «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» ساخته شد كه یك سرود حماسی درباره آزادسازی خرمشهر است. اما نكته جالبی كه می‌توان درباره یكی از این آهنگ‌های انقلابی گفت مربوط به آهنگ «خلبانان» است. همان ترانه معروفی كه مطلعش این بود: «فرشته حق یارت باد/ الله نگه‌دارت باد»

بابك رادمنش با نام اصلی «فیروز برنجان» ترانه سرای بخش تركی این آهنگ‌ انقلابی و آهنگساز آن است كه با صدای «جمشید نجفی» در خاطره میلیون‌ها ایرانی ماندگار شده.

اما اگر بدانید فیروز برنجان، برای كدام فیلم سینمایی آهنگ ساخته، شاخ در می‌آورید؛ فیروز برنجان یا همان بابك رادمنش خودمان، آهنگساز فیلم «توبه نصوح» اثر محسن مخملباف است كه در سال 1361 ساخته شد. فیلمی كه خواننده‌اش هم «حسام الدین سراج» بود.

 

 سیاست و اسلام

یك جای این نوشته گفتیم كه نام یكی از دو برادر موزیسن رادمنش، بابك است. شاید با خودتان بگوییدسامی یوسف چگونه می‌شود هم اسم پسر، بابك باشد و هم اسم پدر. در واقع نام اصلی بابك رادمنش، فیروز برنجام است. مجله «بورهام وود تایمز» در مطلبی درباره یك مساله حقوقی كه آهنگساز معروف ایرانی بابك رادمنش درگیرش بود، نوشته نام اصلی او، فیروز برنجان است؛ یعنی نام رسمی او كه در پاسپورتش قید شده است. اما به هر حال نام هنری شناخته شده برنجان، بابك رادمنش است.

بابك رادمنش از آن دسته آهنگسازان مشهوری است كه هیچ فیلم یا عكسی از او منتشر نشده و با وجود درخواست‌های فراوان، تاكنون با انجام مصاحبه و عكاسی به شدت مخالفت كرده است. در سوی دیگر ماجرا، سامی یوسف، از تبلیغات رسانه‌ای به خوبی استفاده كرده و با بزرگترین تلویزیون‌ها و مجلات دنیا مصاحبه‌های اختصاصی انجام داده است. مصاحبه ویژه او با تلویزیون CNN و مطلبی كه مجله تایم از او و كنسرتش تهیه كرد باعث شهرت افزون‌تر او در خارج از مرزهای كشورهای مسلمان شد.

حتی عدم صدور ویزا از سوی ایالات متحده، برای ورود به خاك این كشور می‌رفت كه با یك جنجال رسانه‌ای همراه شود اما بالاخره او مجوز حضور در آمریكا و برگزاری كنسرت برای مسلمانان این كشور را دریافت كرد و موفق شد با مهم‌ترین رسانه‌های این كشور هم گفت‌وگو كند.

او در كنسرت لس‌آنجلس، از پیروزی بزرگ اسلام گفت: «طلوع نزدیك است.» آن روزها حملات اسرائیل به جنوب لبنان آغاز شده بود و سامی یوسف حمایت خود را از كودكان و آوارگان لبنانی، آن هم در خاك آمریكا اعلام كرد.

اما یكی از مهمترین واكنش‌ها به اظهارنظرها و اقدامات سامی یوسف از سوی سفارت بریتانیا در یمن شكل گرفت؛ سامی یوسف در بخش پایانی تور جهانی خود به یمن سفر كرده بود. او با چفیه فلسطینی - كه به نوعی نماد حماس است- در كنفرانس مطبوعاتی‌اش ظاهر شد كه سفارت انگلیس نسبت به این مساله واكنش شدیدی نشان داد. آن ها از دولت یمن خواستند تا كنسرت سامی را در این كشور لغو كند. اما نهایتا این كنسرت با تاخیر و در تاریخ 4 دسامبر در تالار المدینیه صنعا و در حضور دو هزار نفر از هواداران سامی با شور و حال خاصی برگزار شد. حدود 1200 نفر از حاضران در این كنسرت، زنان و كودكان یمنی بودند كه عشق و علاقه‌شان به خواننده محبوبشان را با صدا كردن مداوم نام او نشان می‌دادند. او همان‌جا به هوادارانش اعلام كرد كه آلبوم جدیدش را یك سال و نیم دیگر به بازار ارائه خواهد كرد. اما او در این مدت بیكار نمی‌نشیند و در ایام فراغت از اجراهای زنده، سینگل‌هایی را اجرا و عرضه خواهد كرد و البته برای آهنگ‌هایش ویدئوهای عالی دیگری هم خواهد ساخت.

 

وی آهنگ هایش را به 4 زبان ترکی عربی فارسی و انگلیسی می خواند.

کلیپ مادر او یکی از بهترین کلیپ های اخیر اوست

متن آهنگ مادر از سامی یوسف:

سامی یوسف

گریه کردم مثل ابرا بی تو مادر

شد دل من جای غصه ها بی تو مادر

رسول خدا گفت بهشت زیر پای توست

بخواب مادر

برای همیشه قلبم فقط جای توست

بخواب مادر

رفتی و من تنها ماندم

با غصه و غم ها ماندم

گر که تو رتو را آزردم من

ما در حلالم کن

بعد از تو من بی پناهم

ای که بودی تکیه گاهم

خیز و بنگر اشک و آهم

مادر حلالم کن

+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 11:8
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند

DSC_6182laftbaadgirboysSetare-OftaadehLaaftQeshm , HarraWhen the woman is marriedKharbas Cave 2Around the CornerQeshmQeshmQeshmQeshm , HarraHoly TreeDSC_6060

+ نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 21:57
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
    ۱۳۲۴ - ۱۳۷۶                                  منصفي ، ابراهيم  

                Monsefi

     او مي گويد : د ر 16 آذر ماه 1324  دربندرعباس بدنيا آمدم طفوليت و دوران تحصيل  را تا ديپلم  ادبي در همین شهر

     گذراندم. درسال 1350 بيست سال ازعمرم را درمنطقه بستك وروستاهاي اطراف آن زندگي وخدمت كردم در سال

     1342 به كمك و تشويق دوستان مجموعه جيبي كوچكي با عنوان مرواريد ساحل درچاپخانه گامبرون بندر،در هزار

     نسخه طبع و منتشر كردم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 22:30
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
مسجد برخ الاسود
اين بنا در آبادي كوشه در جزيره قشم واقع گرديده و بناي آن بارها بازسازي شده است . بناي كنوني مسجد به نوشته سديد السلطنه ‚ در سال 1307 قمري بنا گرديده است در گذشته ‚ در اين مسجد ‚ لوحي چوبين نصب بوده كه بر آن تاريخ بناي اوليه مسجد ( 244 ه .ق ) ‚ شرح زمين لرزه سال 736 ه . ق و ويراني مسجد ‚ تاريخ تجديد بناي مسجد ( 737 ه . ق ) ‚ و نام باني تجديد مسجد ( قطب الدين تهمتن ‚ فرزند كردان شاه ‚ فرزند سلغر ‚ فرزند محمود ) ذكر شده است . كتيبه مذكور امروزه در موزه ملي ايران نگهداري مي شود
مسجد جامع قشم
اين بنا در محله مسيني ها و نزديكي قلعه سنگي قشم واقع گرديده و ازآثار اواخر دوره زنديه - 1212 ه . ق - است كه به گفته معمرين محل توسط صوغيه ‚ از حكام ايراني و از خاندان بني معين ‚ بنا گرديده است. بناي مسجد به ابعاد 27*15 متر مشتمل بر شبستان و ايوان ستوندار و صحن است . ايوان مسجد به ابعاد 25*4/5 متر در جبهه شرقي با 7 دهانه طاقنما با قوس جناغي و مصالح سنگ و ملاط گل و آهك بنا گرديده است . درگاه ورودي به شبستان به عرض 210 سانتي متر است و در طرفين آن ‚ درگاه هاي كوچكتري تعبيه شده است . بر بالاي اين درگاه ها ‚ دريچه اي مشبك ساخته اند . بر روي تيغه ها و چارچوب درها ‚ كنده كاري هاي زيبايي صورت گرفته است . بر روي پيشاني درگاه بزرگ ‚ كتيبه اي به خط نسخ مورخ 1212 ه . ق حك شده است . شبستان مسجد به ابعاد 25*13 متر داراي سه رديف ستون 6 تايي است . مصالح ستون ها نيز از سنگ و ملاط گچ و آهك است . بر روي هر رديف از اين ستون ها ‚ طاق هايي با قوس جناغي ساخته شده و سپس سقف تير پوش بر روي آنها و ديوارهاي كناري قرار گرفته است . پايه ستون ها به ابعاد 1*1 متر و ساقه ستون ها استوانه اي به قطر 45 سانتي متر است . در اضلاع شمالي و جنوبي مسجد ‚ نيم ستون هاي ديگري تعبيه شده كه پا طاق ها بر روي آنها قرار گرفته است . بر روي اندود گچي ستون ها ‚ اقلام متعدد و زيبايي از قبيل ثلث ‚ نسخ ‚ شكسته ‚ تعليق و نستعليق با تاريخ هاي مختلف نگاشته شده كه قديمي ترين آنها ‚ مقارن سالهاي اوليه ايجاد بناي مسجد است در يكي از زواياي شبستان ‚ پلكاني جهت دسترسي به پشت بام ساخته شده است . در ضاع غربي شبستان نيز محرابي با تزيينات گچبري تعبيه شده است . ساقه ستون طرفين محراب ‚ به جاي طرح استوانه اي به صورت 8 ضلعي درآمده است . در اضلاع ديگر شبستان ‚ درگاه هاي متعدد تعبيه شده است
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 3:56
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
جزيره قشم، در گذر زمان به نام هاي آرا راكتا، آاراكتا، كاون، ابركاون، بركمان، ‌ابركافان، بني كاوان، ابن كاوان، كيش، قيس، طويله(دراز)، لافت، لار، باسعيد(باسعدو )، كسم، كشم، جاسك، ‌خاسك، قاسمي، جسم و قشم سرشناس بوده است و ايرانيان پيش از اسلام، اين شهر و جزيره را «برخت» و «ابركاوان» مي خوانده اند. اين جزيره به دليل دراز بودن، از سوي عرب ها، به طويل ( طويله، دراز)، نام گذاري شد. نام گذاري آن به يافت يا لافت نيز، به دليل وجود‌ آبادي لافت، كه از بزرگترين روستاهاي قشم است، مي باشد. عرب ها شهر و جزيره قشم را بيش تر با( ك) فارسي نوشته اند و همچنين فارسي زبانان و ساكنان محلي لارستان نيز( ك) را جايگزين (ق) کرده و قشم را به گونه فارسي آن «كشم» گويند. يكي از نام هاي پيشين شهر و جزيره قشم «لار» بوده است، زيرا روزگاري بخش بزرگي از كرانه ها، بندرها وجزيره هاي خليج فارس، زير نظر حكمرانان لارستان اداره مي شد، و به اين بندرها و جزيره ها لار مي گفتند و نام هاي جزيره لارك و لارستان نيز از اين نام، ريشه گرفته اند. در گذشته جزيره قشم را به دليل مركز توانايي و حاكم نشين آن، نام گذاري كرده بودند. روزگاري كه باسعيدو(باسعدو)، مركز حكومت بوده جزيره قشم را «باسعيدو» ناميده بودند.
شهر و جزيره قشم پيش از اسلام، از هزاره 3 پ . م و به گفته اي از هزاره 8 پ . م به بعد در قلمرو ايلاميان، هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان بوده است. با برافتادن دولت ساساني، قشم كه از پايگاهاي دريايي، بازرگاني و نظامي ساسانيان بود، به دست مسلمانان افتاد ومردم شهر و جزيره قشم خانه هاي خود را رها نموده و به نواحي آرام تري كوچ كردند. اين وضع تا دوران حكومت خاندان هاي ايراني ادامه داشت تا اين که در سده هاي 3 و 4 هـ . ق، قشم بار ديگر پيشرفت كرد وبه دليل وجود آب شيرين در مركز جزيره، گروههاي تازه اي به كار كشت پرداختند. از اواخر سده 7 هـ . ق شهر و بندر قشم بار ديگر پايگاه خوبي براي بازرگانان حوزه خليج فارس گرديد. اما ناآرام بودن ايران (سده 8 تا 10 هـ . ق) ميدان را براي تاخت و تاز عرب هاي قاسمي باز گذاشت و مردم قشم سال ها در رنج بودند. حكومت صفوي، با پايان بخشيدن به اين اوضاع، کارهاي عمراني بسياري را انجام دادند. متأسفانه در اين دوران به دليل دخالت هاي استعمارگران اروپايي و گرفتاري هاي ايران با كشورهاي عثماني، شهر و جزيره قشم به دست پرتغالي ها افتاد. اما به كوشش شاه عباس بزرگ صفوي دست پرتغالي ها براي هميشه از پهنه درياي پارس و قشم كوتاه شد. باوجود فراز و نشيب هاي زيادي که شهر و جزيره قشم در350 سال بعد داشت، اين جزيره از نواحي ويژه و مورد توجه دولت است و برنامه هاي عمراني و اقتصادي بزرگي كه در دست انجام است، دگرگوني هاي شگرفي را‌ در جايگاه مردم قشم از نظر فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي به وجود خواهد آورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 3:53
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
مشخصات جغرافيايي
شهرستان قشم، با پهنه اي حدود 9/1609 كيلومتر مربع در جنوب استان هرمزگان، در شمال باختري تنگه استراتژيك هرمز، در 26 درجه و 45 دقيقه ي پهناي شمال و 55 درجه و 47 دقيقه‌ي درازاي خاوري نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندي آن از سطح دريا 6 متر است. درازاي جزيره 112 كيلومتر و پهناي آن، 11 تا 33 كيلومتر است. شهرستان قشم جزو نواحي گرم ومرطوب بوده و رطوبت هوا در آن بالا است. در اين ناحيه تنها دو فصل وجود دارد. فصل طولاني گرم و مرطوب كه از اواخر اسفند آغاز شده و تا اواخر آبان ادامه دارد. دو فصل كوتاه و معتدل ديگر، كه بيش‌تر بارندگي‌هاي شهرستان، در اين فصل ها صورت مي گيرد. درجه حرارت هوا در تابستان 35 تا 46 و در زمستان 15 تا 25 درجه سانتي گراد در نوسان است. اندازه بارندگي قشم، در بخش بندي آب و هوايي، قسمتي از منطقه گرمسيري ايران مي باشد و چهره رويشي آن، جزو جنگل هاي نيمه حاره‌اي يا شبه حاره‌اي به شمار مي رود. اين ناحيه به دليل فرسايش بادي و آبي، شني بودن ژرفاي اندك خاك رويشي و ديگر عامل هاي محدود كننده چون اندازه بارندگي، آب و هواي گرمسيري و … از نگاه پوشش گياهي، فقيرمي باشد. جزيره قشم را كوهستان هاي آهكي با بريدگي هاي بيش تر تند و پابرجا فرا گرفته اندكه از كرانه جزيره فاصله هاي گوناگوني دارند، بعضي به كرانه چسبيده و برخي ديگر تا چند كيلومتر از آن فاصله دارند. بلندترين نقطه اين كوهستان، در 35 كيلومتري خاور باسعيدو و به نام «كيش كوه» حدود 350 متر بلندي دارد و از نمك تشكيل يافته است. به همين جهت مردم آن را«نمكدان» ناميده اند. جمعيت شهرستان بندرقشم، ‌در سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 هـ . ش، 72981 نفر، شامل 37346 نفر مرد و 35635 نفر زن بوده است. مردم محلي قشم ايراني الاصل بوده و شماري هم عرب نژاد در اين شهر به سرمي برند. مردم اين شهرستان مسلمان پيرو مذهب سني شافعي و شيعه جعفري بوده و به زبان فارسي و گويش شيرين بندري و عربي سخن مي گويند. قشمي ها متدين، سخت كوش، پاك انديش، و ميهمان نوازند. مردم قشم مانند زبان هاي هند واروپايي نام پسران و دختران خود را از نام اشياء، درختان و جانوران انتخاب مي کنند. («آهن» و«كهور» براي پسران و«ليتک» كه گونه اي نام است براي دختران)
فاصله هوايي شهر قشم تا تهران 1074 كيلومتر و فاصله دريايي آن تا خرم‌شهر 570، تا بندر امام خميني 550، تا كويت 540، تا بندر گناوه 450، تا جزيره كيش 165، تا جزيره سوري 120، تا جزيره بوموسي 100، تا بندر لنگه 120، تا شارجه 120، تا بندرعباس 11، تا بندر جاسك 125، تا بندر چابهار 295، تا عمان 245 مايل است. از شهر و بندر قشم كه در گوشه خاوري جزيره قرار گرفته، راه آسفالته اي به درازاي 124 كيلومتر به سوي باختر تا بندر باسعيدو كه در گوشه باختري جزيره قرار دارد، کشيده شده است. از طريق همين راه، مركز شهرستان به نواحي و آبادي‌هاي مهم جزيره مانند سوزا، ( 30 كيلومتر )، درگهان ( 20 كيلومتر ) و لافت (56كيلومتر ) مي پيوندد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 3:51
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
سواحل زيبا و رويايي خليج فارس، جنگل‌هاي حرا، غار خوربس، كيش كوه) نمكدان)در35 كيلومتري خاور باسعيدو، كوه هاي اسب رستم و كلاه رستم در حدود 5 كيلومتري جنوب خاوري قشم، دره هشتاد گزي در جنوب باخترقشم و دره سياه كوه در جنوب خاورقشم برخي از جاذبه‌هاي طبيعي شهرستان قشم را تشكيل مي‌دهند. شهرستان قشم به خاطر داشتن اهميت در طول تاريخ داراي اماكن و بناهاي متعدد تاريخي نيز بوده كه برخي از مهم‌ترين آن‌ها عبارتند از
آب انبارهاي لافت از روزگار ماد و هخامنشي : شهر قشم در كناره شمال خاوري روستاي لافت
آرامگاه شيخ شاه شهيد : جزيره قشم بر بالاي تپه باستاني خربس
آرامگاه و زيارتگاه شيخ شاه عمر : جزيره قشم بر بالاي تپه اي، در كرانه سوزا.
آرامگاه و زيارتگاه سيد حسن بن سيد منصور: جزيره قشم در لافت
اسكله باسعيدو از دوران ساساني در 144 كيلومتري شهر قشم
اسكله لافت از دوران ساساني : در گوشه شمال جزيره قشم و در كنار خور لافت
برج تيرانداز: شهر و جزيره هرمز قشم
برج ناقوس : شهر و جزيره هرمز قشم
بركه مرمت شده شهر باستاني خوربس : جزيره قشم
بناي حاكمان جزيره : در شمال باختري زمين هاي كرانه اي شهرهرمز
تكيه و مسجد ويران باسعيدو : جزيره قشم
چاه ترنبك : شهر و جزيره هرمز قشم
خانه زعفراني : شهر و جزيره هرمز قشم
خرابه هاي خوربس از دوران ساساني : در15 كيلومتري جنوب باختري قشم و در كناره خليج فارس
خرابه هاي دژ پرتغالي ها : شهر و جزيره هرمز قشم
خرابه هاي مكتب خانه (3 بناي چهارطاقي) : شهر و جزيره هرمز قشم
دخمه خربس از دوران اشكاني : شهر قشم
دژ پرتغالي ها : جزيره هرمز
زيارت خضر و الياس: شهر و جزيره هرمز قشم
زيارتگاه بي‌بي مريم‌در ميان گورستان كهنه : جزيره قشم
ساختمان شيخ عبدالرحمان (قلعه نادري) : در قشم
سد ساساني تل بالا، ‌از دوران پيش از اسلام : در 3 كيلومتري باختر قشم در مسير راه قشم، درگاهان
سد دم از دوران ساساني : شهر قشم
هم چنين انواع بازارهاي سنتي و جديد در اين شهرستان اقدام به ارائه كالاهاي مرغوب با قيمت هاي مناسب براي جهانگردان مي كنند كه در سال هاي اخير اين وجهه از قشم نيز بسيار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 3:44
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
قشم بزرگ ترين جزيره‌ي مسكوني ايران و يكي از زيباترين و با صفاترين مناطق گردشگري سرتاسر ناحيه‌ي جنوب ايران به شمار مي‌آيد. اين شهرستان از مهم‌ترين مناطق استان هرمزگان بوده و داراي تاريخي طولاني است. سابقه حكومت درقشم به پيش از اسلام مي‌رسد. امراي قشم با داشتن نيروي زميني و دريايي حاكميت خود را حفظ مي‌كرده‌اند. چنان‌كه در كتب تاريخي آمده، توجه به قشم در دوره ايلخاني مغول‌ها بالا مي‌گيرد. با ورود پرتغالي‌ها به خليج فارس، قشم به‌دست آن‌ها مي‌افتد و اين استيلا تا قرن يازدهم هجري (دوره صفويان) ادامه مي‌يابد. از اين هر سه دوره بقايايي به‌جامانده كه امروزه جزو آثار ديدني اين منطقه محسوب مي‌شوند. شهرستان قشم، با پهنه اي حدود 9/1609 كيلومتر مربع در جنوب استان هرمزگان، در شمال باختري تنگه استراتژيك هرمز، در 26 درجه و 45 دقيقه ي پهناي شمالي و 55 درجه و 47 دقيقه‌ي درازاي خاوري نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندي آن از سطح دريا 6 متر است. صادرات شهرستان قشم گونه هاي ماهي وميگو، صنايع دستي، قايق، لنج و خاك سرخ است. از آن‌جايي که صيد آبزيان در اين شهرستان از جايگاه خوبي برخورداربوده وبيش‌تر مردم اين شهرستان ماهي گير و كارگر معدن خاك سرخ هستند، ماهي، ميگو و خاك سرخ مهم‌ترين صادرات منطقه را تشكيل مي‌دهند. از مهم‌ترين صنايع دستي مردم شهرستان قشم مي توان به لنج سازي، گلابتون دوزي، خوس دوزي، شك دوزي، سوند و حصيربافي، توربافي، گرگور سازي اشاره کرد. به‌جرات مي توان گفت كه لنج سازي قديمي ترين صنعت سازمان يافته و منظم سواحل جزاير جنوبي ايران است شايد بتوان با احتياط گفت كه عمر اين حرفه و صنعت بومي با تاريخ دريانوردي و بازرگاني ايرانيان قديم درهم آميخته است. در حال حاضر بيش‌ترلنج هاي ساخته شده در جزيره قشم چه از نظر حجم و اندازه و چه نوع شناور به وسيله استادان محلي طراحي و پرداخته مي‌شود. يادگيري و آموزش فن جلافي (نجار لنج) به‌طور تجربي است و پسران از پدرانشان به ارث برده اند. اين صنعت يك صنعت كاملا مردانه است و زنان در آن دخالتي ندارند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 3:42
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند

© 2006-2007 dariushkamani.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by D A R I U S H
>
>