تبليغاتX
< جزیره جون قشم
{ دانستنیهاو سرگرمی وجزیره قشم }
امروز دومین روزی است که من اومدم سر کارم . بعد از تبریک سال نو  وسلام رفتم پشت میزم . میزی که روش یک سیستمی هست که رم اون ۱۲۸ هستش دیگه خودتون تصور کنید من چی می کشم از دست این سیستم تا بالا میاد انگاری یه نفر روبه زور از رختخواب بلند کنی. با خودم میگفتم سال نو بشه حتماْ سیستمم رو عوض می کنن ولی فکر کنم یه سال دیگه رو با اون سپری کنم. این سیستم برام خاطره میشه اخه من سر این سیستم وکند بودنش با آقای مدیر بحثم شد و اینکه قبل از این قضیه فکر کنم ۱ ماهی سیستمم خراب بود که بعد کلی سر کله زدن با مسئول سایت که کی این سیستم من رو درست می کنی و از این حرفا.... بلاخره درستش کرد. من فکر نمی کنم کامپیوتری به کندی این تو هیچ اداره ای پیدا کنی ولی جدا از این همه ایرادی که بهش گرفتم صفحه کلیدش عالی هست آخه من میتونم خیلی تند تایپ کنم اینم از خوبی سیستمم هستش . به امید این که سیستم جدید تو این سال جدید برام بیارن ولی از قدیم گفتن که:  « لنگه کفش در بیابان نعمته » خوب من هم فعلاْ با تمام سختی ها باهاش مدارا می کنم. تا بعد
+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 23:43
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند
 

من خیلی خسته ام بطوری که اگه سرمو رو بالش بزارم فکر کنم ۲ روزی خواب باشمخیر سرمون مثلاْ عید میاد و دانشگاه تعطیل میشه و می تونم با خیال راحت به کارای عقب افتادمبرسم ولی از بخت بد من تمریناتم از اولین روز عید شروع شد اونم تمرینات قدرتی بطوری که  روزی۷کیلومتر باید دو بزنی و دیگر حرکات قدرتی......

الانم  داریم رو کارای بدن سازی و سرعتی کار می کنیم بطوری بدنم خسته میشه بعد تمرین که فقط با اسرار هم باشگاهیامه که  میریم دریا آبتنی کنیم اونم بعد تمرین‌ ِ ولی خودمونیم بعد تمرین چه حالی میده خیلی سبک می شی.

 خیر سرم می خواستم تو تعطیلات بشینم واسه امتحان ارشدم بخونم ولی مگه این فوتبال می زاره بعضی موقعه ها اونقدر خسته میشم که با خودم عهد می بندم که دیگه باید فوتبال رو بزارم کنار ولی مگه میشه مثل یه معتاد فردا میرم سراغشاون موقعی که دماغم برای بار دوم شکست گفتم دیگه اصلاْ فوتبال بازی نمی کنم.

ولی بعد ۳ ماه و نیم دوباره یواش یواش شروع کردم.من فوتبال رو بخاطر دویدنش دوس دارم آخه من تو مسابقت دو خیلی شرکت کردم .چند باری هم تونستم مقام بیارم.

دیگه باید برم آخه چشام داره سنگینی میکنه از بس که خستم .

                                                                                     دوباره بر می گردم 

+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 10:55
به قلم: اسلامی رمچاهی |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه گر میشکند حرفی نیست دوست چرا میشکند

© 2006-2007 dariushkamani.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by D A R I U S H
>
>